آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

189

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

فرستادهء شاه عباس است مظنون شده بود و چون شنيد كه رابرت شرلى عمامه بر سر دارد گفت بعيد است كه چنين كسى عقل درستى داشته باشد . رابرت شرلى عاقبت به خدمت فيليپ ششم پادشاه اسپانيا بار يافت ليكن پادشاه و ملكه او را چنان كه بايد به گرمى نپذيرفتند و او براى گرفتن جواب نامه‌هاى شاه عباس و ترتيب اسباب حركت به انگليس مجبور شد كه مدت چهارده ماه در مادريد بماند و در اين ايام كسى را به شهر كراكوى از بلاد لهستان فرستاد تا زوجه‌اش ترزا را كه در آنجا در صومعه‌اى به عبادت مانده بود به مادريد آورد . در رسيدن به مادريد دنا ترزا زوجهء رابرت شرلى غالبا با زنان طريقهء كرملى محشور بود از آن جمله زنى به نام بئاتريكس « 1 » از كسان نزديك قديسه ترزا به‌عنوان يادگار دينى و حرز مذهبى يك قطعهء كوچك از گوشت ترزاى قديسه را به او داد تا آن را هميشه با خود داشته باشد و در حوادث ناگوار و مضايق زندگانى آن را قوت قلب و يارىكننده و نجات‌دهندهء خود بداند و نجات آخرى او را هم عيسويان از بركت همين حرز مىدانستند . سر رابرت شرلى در ايام اخير اقامت خود در اسپانيا ابتدا گرفتار تحريكات دنگيزبيگ سفير ديگر شاه عباس شد و در مرحلهء آخر برادرش آنتونى شرلى كه به تازگى از ناپل به مادريد برگشته بود و برجاه برادر رشك مىبرد او را پيش فيليپ ششم متهم كرد كه مىخواهد به انگلستان برود تا پادشاه انگليس را برضد فيليپ برانگيزد .

--> ( 1 ) . Mere Beatrixe de Jesus